تبليغاتX
...





















...

روزهایی تو زندگی هست که هیچ چیز جز شرف و  آبرو معنایی نداره

امروز همون روز بود

هرچی داشتم برداشتم

تا از شرفم ‍پیش یه بی شرف دفاع کنم

هزینه گزافی دادم ولی آبروم رو دوباره گرفتم


Hamilton-Burr duel

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت18:50توسط مهدی | |

حتم دارم چشمای بچمون قشنگ می شه

حتی اگه به پسرای محله رفته باشه

چشای تو قشنگ

چشای من قشنگ

تو عاشق چشمای قشنگی

حتی اگه منم بی خیال شی،

سراغ یکی میری چشماش قشنگ تر باشه

 

قربون بچه چشم قشنگم

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت7:16توسط مهدی | |

به بابایی می گفتم بعضی روزا دوبار حموم میرم

زندگی بی حموم خیلی سخته

گفت حالا که میری یه غسل جنابتم کن تا روحت پاک شه

گفتم من کار الکی نمی کنم!

 

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت7:12توسط مهدی | |

از یک تصادف مرگبار جان به در بردم

راننده قبلا هم این فداکاری رو کرده بود

دفعه قبل به خاطر یه سگ

الانم من

هنوز مبهوتم

موقتی ساعاتی را زنده ام

نمی دانم تا کی صیغه را خوانده است

اختیار فسخ هم با خود اوست

موقتی آرومم

نمی دونم تا کی

موقتی خوشحالم

تا کی رو نمی دونم

هوس سفر کردم

این دفعه قره کلیسای ماکو

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت20:6توسط مهدی | |