تبليغاتX
...





















...

    آقا اون آفتابه ما رو بدین می خوایم بریم دریا ، از بس که شانس ما ...

صبح داشتم میرفتم سر قرار، منشیش زنگ زد گفت تصادف کردن، قرار کنسله

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت10:27توسط مهدی | |

تنهایی داره منو غرق میکنه

چشام به هر بهونه ای خیس میشه

دلم به راحتی میشکنه

البته شاید یه موتور تریل بتونه جای خالی همه چیزو برام پر کنه

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت1:41توسط مهدی | |