|
خیلی فکر کردم نظر اول به کعبه از خدا چی بخوام راه بلدها می گن سرتو بنداز پایین تا روبروی کعبه نظر اول رو که انداختی، سجده برو و از خدا بخواه،نه
به اندازه وسعت، که به اندازه کرمش معصوم می گه اون لحظه دعاتون مستجابه بابا می گفت نظر اول که انداختم ستونی از نور بالای
کعبه دیدم، بعدها هیچوقت ندیدم از کاروان عقب تر بودم، تنها آمدم، سرم رو پایین
انداخته بودم که ذره ذره نگاهم به کعبه نیفته با این که میدونستم چی می خوام ببینم بازم تازگی و
هیجان داشت، نقسم تو سینه حبس بود بالای پله های مسعی، از روبروی حجر الاسود، سرم رو
بلند کردم و دیدم ناخودآگاه هق هق گریه امانم رو برید، به سجده افتادم
و از صاحب کعبه سه تا چیز خواستم به قول رفق 1، 2، 3 خیلی سعی کردم اینا رو از خدا نخوام ولی انگار چاره ای نداشتم، زبان که سهل است، جز این
در همه وجودم نبود، بدون ذره ای ناخالصی بعدها چقدر حسرت خوردم که چه کم خواسته ام، چارهای
نداشتم، اگه الآن بود آرزوم رو با 2 کیلو نارنگی عوض می کردم عاقبت به خیری چقدر کم بود اون لحظه آرزوی شهادت آنقدر پوچ بود که در شماره نیامد سلامتی، چیز در خوری نبود چه رسد به دیگر خواسته ها خیلی بعد تر فهمیدم که ظرف وجودیم کوچک است، به کسی
چه که تو از دریا جز مشتی برنداری تازه فهمیدم کریم به اندازه کرمش می دهد ولی تو به
اندازه وسعت می گیری همه عبادت یزرگ کردن این ظرف است که از انوار رحمت
حق مشتی بیش نصیبت شود به کسی چه که تو در این چک سقید امضاء کم می نویسی،
تو نمی قهمی تمام بهشت برای تو، وقتی نمی فهمی، کار به عرض حاجت
نمی کشد به قول آقا روح الله: ما چه می فهمیم عند ربهم
یرزقون یعنی چه؟
این روزها با دا زندگی می کنم اونقدر درد آوره که هربار جز جرعه ای از این زهر نمی نوشم این دختر روح بزرگی داره، طوری که سر هر سروی را بر آستان رفیعش به ستایش خم می کنه یاد برد زنان انجمن اسلامی! می افتم عکس های خشونت علیه زنان و تلاش برای برابری و قس علی هذا یه دختر 17 ساله وسط معرکه خونین خرمشهر پشت و پناه یک خانواده تدارکات چی مدافعین شهر غساله شهدای خونین شهر یه زینب 17 ساله میان خاک و خون هنوز امید ارم خرمشهر سقوط نکنه آخر ماجرا معلومه ولی باور نمی کنم که خرمشهر سقوط می کنه
تو این بگیر ببنده غزه بدک نیست یه سر به دانشگاه اسلامی غزه بزنید
آقا از اولشم این کارها به ما نیومده بود چند وقت قبل یک کلاس مهارت های زندگی رفتم، جلسه اول درباره مهارت کنترل خشم آموزش داد اومدم خونه که این مهارت رو تمرین کنم، به طور کنترل نشده ای عصبانی شدم، طوریکه شاید در همه عمرم به این شدت نشده بودم بی خیال این جور کلاسها شدم از سه شنبه که تصمیم گرفتم کار علمی کنم و بی خیال این جو گیری ها شم دوباره سرکنگبین صفرا فزود یه پام آزمایشگاهه، یه پام فرودگاه، اون یکی جلوی سفارت مصره، آخریش هم باغ قلهک با یه حساب سر انگشتی چهارپا هستم، تازه چند تا پای دیگه هم دارم که ... دیشب رفتیم تو باغ قلهک، خدایی فلسطین اینجاست که این انگلیسی ها غصبش کردن پدرمون درومد تا نصف باغ رو رفتیم انگار میدونستن یه روزی می خوایم بیایم تو، شیشه های خونشون رو طلق دار کرده بودن، به جای شکستن باید پاره می کردیم اگه علیرضا زاهدی نبود مرکز ایرانشناسی رو پکونده بودیم دست آخر هم بچه ها پرچم فلسطین رو به جای انگلیس به اهتزاز درآوردیم با تکببیرهای الله اکبر از باغ قلهک خارج شدیم
وزارت ارشاد به خاطر درج این بیانیه روزنامه کارگزاران را توقیف کرد موضع من خلاف تک تک حروف این بیانیه ضد فلسطینی است و آن را دستخطی اسرائیلی می دانم ولی دلیلی نمی یابم که به خاطر این اعلام موضع یک روزنامه را ببندیم حمایت همه جانبه از غزه یک واجب است اما حق نداریم صدای معاند و مخالف را خفه کنیم موضع دفتر تحكیم (علامه) در قبال حوادث غزه |
About
...باقی بهانه است Archivesآذر 1388آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 Links
سید جمال الدین افجه ای
چرا از افراد متخصص اهل سنت در كابينه استفاده نشده است |