تبليغاتX
...





















...

شریعتمداری در نمایشگاه مطبوعات

خبرنگار يكي از رسانه هاي خارجي پرسيد؛ شما در مقاله اي بحرين را بخشي از خاك ايران دانستيد ولي چند هفته بعد آقاي احمدي نژاد به بحرين سفر كرد، نظر شما در اين باره چيست؟ و مدير مسئول كيهان گفت؛ از نظر بنده سفر آقاي احمدي نژاد به بحرين را بايد يكي از سفرهاي استاني ايشان تلقي كرد.

 

 

روزنامه کیهان

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت7:51توسط مهدی | |

ترجیح بلا مرجح عقلا" محال است

اینو دکتر اسدی سر کلاس اندیشه1 می گفت

 

منطقا" می فهمیدم اما درک نمی کردم یا به قول فلاسفه وجدان نمی کردم

پارسال وسط خیابان یکدفعه دیدم هیچ انگیزه ای برای رفتن ندارم

میخکوب شده بودم

هیچ جهتی برایم جذاب نبود

بلکه تمام جهت ها یکسان و پوچ بود

نمی دانم چقدر طول کشید

 

 

 

اما سالم ماندم و ماشینی منو زیر نگرفت

و معنی حرف استاد رو وجدان کردم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت14:26توسط مهدی | |

بازديد رؤساي 7 دانشگاه آمريكا از دانشگاه صنعتي شريف

بازديد رؤساي 7 دانشگاه آمريكا از دانشگاه صنعتي شريف

بازديد رؤساي 7 دانشگاه آمريكا از دانشگاه صنعتي شريف

بازديد رؤساي 7 دانشگاه آمريكا از دانشگاه صنعتي شريف

بازديد رؤساي 7 دانشگاه آمريكا از دانشگاه صنعتي شريف

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت16:26توسط مهدی | |

پولیتزر را به داستانهایی می دهند که سبک زندگی آمریکایی را به تصویر بکشد

این یکی داستان مهاجرانی بنگالی است که آمریکایی می شوند

چند تا از داستانها در فضای ام آی تی و هاروارد جریان دارد

برا اونایی که عاشق رفتن اون ور آبند کتاب خوبیه

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت13:17توسط مهدی | |

© خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت2:10توسط مهدی | |

مجله راه 6

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت1:39توسط مهدی | |

تو صف رادیو گرافی بودم

یه تخت از روبرو داشت میومد، یه زن و شوهر جوون دورش رو گرفته بودند

به نظرم خالی اومد

جلوتر که رسید دیدم یه بچه 3-4ساله است که بدنش تو تخت گمه

کپسول اکسیژن و یه دستگاه بهش وصل بود

پدرش مثل مار به خودش می پیچید

مادرش بی حال روی صندلی افتاده بود و گریه میکرد

خداییش دل رو به دریا زدم که خواستم دوباره ببینمش

ضربه مغری شده بود

سم چپ صورتش کبود

جفت چشماش هم ورم کرده و کبود

زبون گوچولوش هم از دولبش زده بود بیرون و اونم خون مرده

یه دور دیگه زدم

این بار مادرش یه مفاتیح کوچیک رو سرش باز کرده بود و داشت دعا می کرد

باباش هم با موهای خرمایی پسرک بازی میکرد

بار آخر که از کنارم رد شدند دکتر می گفت خونریزی جدیدی نداره ولی وضعیت بهتر هم نشده

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت0:51توسط مهدی | |

داشتم هولش می دادم

گفتم: یا میای بغل من، یا از لبه تخت می افتی پایین

برگشت و نگاهی آرام کرد

با خونسردی گفت: یکی دیگه هم این حرف رو میزنه

کی؟

خدا

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت19:9توسط مهدی | |

برام چای آورد

خدا مادر بچه هاتو زیاد کنه

چه کیفی می کنه

هنوز مو به صورتش نیست

- ببند اون نیشتو پدر سوخته!

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت3:54توسط مهدی | |

 ۴:۳۰ صبح

حموم نمیرم

چند ساعت قبل رفتم

لازم نیست برم

راهش دوره

سردم میشه

خوابم میاد

حولم خیسه

شامپو ندارم

دوش خرابه

آب سرده

خوبیت نداره

پام درد میکنه

اصلا" میدونی چیه؟

میترسم

تیمم می کنم قربه الی الله

به هیچ کسم ربطی نداره

هوا که روشن شد دوش می گیرم

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت3:40توسط مهدی | |

برگزاري نماز جماعت ظهر در حياط لانه جاسوسي آمريكا

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت16:58توسط مهدی | |

اومده بود تو تراس کنار اتاق داشت، بلند بلند صحبت می کرد

چند شب یه بار پیداش می شه

اونم یک نصفه شب به بعد!

اونقدر راحت با موبایل لاس خشکه می زنه انگار نه انگار که این بی صاحب کنتور داره

امشب قاطی بود

مثل اینکه مثلث عشقی تشکیل شده

با داد و بیداد سعی می کرد این کژی را راست کند

 

سگ خواب شدم

با هر مشقتی بود می خواستم به اذان برسم

ساعت 4:30 صبح رفتم حمام

هیشکی نبود

یه دوش همینطوری باز بود

اولش دلم قرص بود

وسطاش یاد مرده های تو سردخونه افتادم

وقتی میری سردخونه انگار نخ اسکناس دنیا رو می کشی

یهو همه چیز بی اعتبار میشه

دلم برا غسالخونه تنگ شده

چند وقتیه جنازه ندیدم، خواب نما شدم

هنوز صورت حسین جلوی چشممه

زرد و بی روح، پارگی صورتش سر هم آورده بود

چند شب قبل بود که انگار این شکاف عمق نداشت، خون ازش می جوشید

 

 

نماز که زدم رفتم ممد کله

خلوت بود

با تمسخر گفت دانشگاه تهران می خوان لباس فرم بدن دانشجو ها، مثل سپاه دانش قدیم

جل الخالق، کله پز وسط معرکه سیاسته

به ما تیکه می اندازه: دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

 

امشب خودم رفتم تو تراس

 نه مثلث

نه حتی خط

فقط نقطه

 

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت3:24توسط مهدی | |

سوره مهر

+نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت14:14توسط مهدی | |

از حج که اومدم هر کسی می خواست احوالپرسی کنه می گفت:

اونجا هوا گرم بود؟

الانم  که پام تو گچه هرکی می بینه میگه خدا بد نده.

- کار بندشه، خدا که بد نمی ده

+نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت0:26توسط مهدی | |

ایران كشور عادى نيست، بلكه كشورى است كه اهداف، اميد و آرزوهاى بسيارى دارد. عملکرد و اهداف ايران در جهان اسلام آميخته‌اى از روحيه امپراتورى فارسى و تعصب شيعى است.

                                                                                                     شیخ یوسف قرضاوی

قرضاوی چندی پیش درباره تبلیغ تشیع اظهار نظر تندی کرد که واکنشهای زیادی رو برانگیخت و آتش این ماجرا را خبرگزاری مهر فزونی بخشید

دست آخر هم العربیهبا درج خبر عذر خواهی هیات ایرانی از قرضاوی بر این اتش هیزمی افزود.

 

+نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت18:9توسط مهدی | |